تاریخچه 

همانطور که در تاریخ ثبت شده است، نخستین و قدیمی ترین تیم خطه گیلان در سال ۱۳۴۷ که ابتدا با نام سلامت بخش که یک باشگاه بدنسازی و کشتی زورخانه ای واقع در سبزه میدان رشت بود ،تشکیل شد ،که ابتدا به نام صاحب این باشگاه مرحوم سلامت بخش نام گرفت و کار خود را با شرکت در فوتبال محلات آغاز کرد ، در سال ۱۳۵۲ قرار بر این شد تا لیگ متمرکز در کشور برگزار شود ، به همین سبب در سال ۵۲ مرحوم غلامرضا صومی که در باشگاه سلامت بخش فعالیت داشت ، نام تیم را به سپیدرود که برگرفته از دومین رود ایران یعنی سفیدرود بود تغییر داد ،تقریبا تمام بازیکنان سلامت بخش به سپیدرود منتقل شدند ، هواداران تیم بیشتر شد و این تیم به مسابقات انتخابی لیگ دو در رشت پا گذاشت.

sepidrood

سپیدرود در رقابت انتخابی در رشت ،در فینال به پپسی نتیجه را واگذار کرد،اما چون پپسی امکانات لازم نظیر زمین بازی،زمین تمرین و تماشاگر را نداشت از سوی ناظر فدراسیون رد صلاحیت شد تا با نفوذ مرحوم صومی سپیدرود راهی لیگ دو تخت جمشید شد ، که سرمربی گری تیم بر عهده مجید شاملو بود ، اما در نخستین حضور سپیدرود در سال ۵۳ توفیقی حاصل نشد.

در سال ۵۶ تعداد تیم ها به دوازده تیم افزایش یافت و سپیدرود میانه جدولی در سال ۵۵ و ۵۶ با حضور بازیکنان بومی نظیر سپیدرود با جذب بازیکنان بومی و غیربومی به یک تیم قدرتمند تبدیل شد بازیکنانی نظیر جمشید پذیرا و کاوه کاویانپور( پدر حامد کاویانپور)، رسول حقدوست، محمد احمدپور جوان و چند بازیکن دیگر همواره جزو مدعیان بود و در کمال بدشانسی و ناداوریها سپیدرود هرگز نتوانست به لیگ یک تخت جمشید صعود کند.

سال ۵۵ سپیدرود رشت در گروه خودش چهارم شد و در سال ۵۶ هم با حق کشی فدراسیون نتوانست به لیگ یک صعود کند.

سال ۱۳۵۶ با حضور مقتدرانه تیم ملی در مسابقات مقدماتی جام جهانی وعملکرد چشمگیر تیم های باشگاهی در آسیا بار دیگر این عزم در تیم سپیدرود شکل گرفت تا تیم را به لیگ یک رهسپار سازند.

بدین روی فریدون عسگرزاده که یکی از کارشناسان و مفسران قدرتمند و آگاه فوتبال کشور بود به عنوان سرمربی سپیدرود رشت انتخاب شد و توانست سپیدرود را به عنوان بهترین تیم شهرستانی لیگ دو معرفی نماید.

تیمی که شایسته صعود به لیگ یک بود اما در کمال ناحقی و ناداوری از صعود به لیگ یک بازماند. تیمی که تا اواخر لیگ همواره در صدر جدول لیگ دو حضور داشت در چهار بازی آخر لیگ آنچنان نتایج دور از انتظاری کسب کرد که البته در این ناکامی فدراسیون فوتبال هم بی تقصیر نبود، باز هم دستهای پشت پرده بودند که دوست داشتند تا ابومسلم و رستاخیز به لیگ یک صعود کنند.

مدیرعامل ابومسلم کوزه کنانی معروف بود که در فدراسیون برش داشت و تیم رستاخیز هم که از یک حزب سیاسی با نفوذ پا گرفته بود امتیازات خوبی در فدراسیون داشت.

اعتراض وحشتناک صومی و عسگرزاده به فدراسیون فوتبال به جایی کشید که کامبیز آتابای را وادار کرد که سپیدرود را به عنوان بهترین تیم شهرستانی و به خاطر حق کشی هایی که در حقش شده بود با قول و قرار به این که اگر قهرمان جام آقاخان بشوید سهمیه لیگ را افزایش خواهیم داد و شما را به لیگ یک خواهیم آورد، راهی بنگلادش کرد .

سپیدرود کاپ طلای مسابقات را به ایران آورد ، در مسابقات جام آقاخان ۱۲ تیم حضور داشتند که در دو گروه ۶ تیمی با هم بازی کردند که از هر گروه دو تیم به مرحله نهایی صعود می کردند ، سرمربی ارتش سرخ در این رقابت ها فریدون عسگرزاده با کمک احمد صومی و به سرپرستی غلامرضا صومی بود.

در میان سیل جمعیت هواداران خود در رشت جشن عظیمی به راه انداختند و بلافاصله مرحوم صومی و فریدون عسگرزاده جام آقاخان را به تهران و نزد کامبیز آتابای رئیس فدراسیون فوتبال و رضا پهلوی که او در فدراسیون سمت داشت ، بردند و جام را به فدراسیون فوتبال ایران تقدیم کردند ، مرحوم صومی از رئیس فدراسیون در خواست نمود که به قول خودش عمل کند. قولی که در آن قید شده بود در صورت قهرمانی سهمیه لیگ یک تخت جمشید را افزایش می دهیم.

امّا مسئولان فدراسیون به علت نبود امکانات کافی برای ۱۸ تیمی کردن مسابقات از راهیابی سپیدرود رشت به لیگ دسته اول تخت جمشید(لیگ برتر کنونی) خودداری کردند .

از قضا سپیدرود در لیگ ۵۷ عالی کار کرد و قهرمان بلامنازع دور رفت مسابقات آن هم با اختلاف امتیاز بالا شده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ از بد روزگار لیگ فوتبال کشور تعطیل شد و لیگ دو هم دیگر ادامه پیدا نکرد.

sepidrood

در سال ۵۸ ناصر نوآموز به عنوان سرپرست فدراسیون فوتبال تعیین شد، او تنها فوتبالی کار بلدی بود که می توانست لااقل رونقی به تیم های ملی ببخشد، امّا عده ای هرگز اجازه کارکردن به او را نمی دادند ، نوآموز سودای شروع دوباره لیگ را داشت ولی مرتب چوب لای چرخ برگزاری لیگ می گذاشتند تا این که نوآموز از ریاست فدراسیون فوتبال کنار گذاشته شد و ریاست فوتبال به کسانی هم چون بهروز صحابه بازیکن اسبق پاس تهران و بعد از وی به آبشناسان رسید ،که مخالف برگزاری لیگ بودند.

به دستور فدراسیون قرار شد که تیم های استان هایی که دوست دارند بازی های استانی برگزار کنند بعد از برگزاری بازی ها یک تیم به صورت منتخب راهی مسابقات متمرکز کنند تا قهرمانی به صورت استانی مشخص شود نه به صورت باشگاه!

به این ترتیب در اوایل بهار ۵۹ لیگ استان گیلان با حضور ۱۲ تیم برگزار شد که ملوان و استقلال انزلی و گمرک از شهر انزلی در لیگ سراسری استان برای اولین بار حضور داشتند ،سپیدرود قهرمان فصل۵۹-۶۰ لیگ استان گیلان شد و در همان سال ملوان را در انزلی متوقف کرد و در رشت و بازی آخر ملوان را شکست داد تا قهرمان لیگ شود.

sepdrood

 

تیم منتخب گیلان را بازیکنان سپیدرود و ایرانمهر تشکیل دادند و ملوان حاضر نشد که بازیکن در اختیار تیم منتخب گیلان قرار دهد و تیم منتخب بدون حضور بازیکنان ملوان و با اسکلت سپیدرود و چند بازیکن کمکی از ایرانمهر و با مربیگری محسن هوشنگی که مربی سپیدرود هم بود، راهی مسابقات استانی شد و در ادامه احمد صومی عهده دار مربیگری تیم سپیدرود و منتخب گیلان شد.

سپیدرود در مسابقات استانی، تیم منتخب تهران که همان تیم ملی ایران بود را با تساوی صفر صفر متوقف کرد و در دور دوم مسابقات حذف شد.

در فصل دوم لیگ استان یعنی ۶۰-۶۱ باز هم سپیدرود قهرمان شد تا باز هم ملوان دوم شود و باز هم ملوان حاضر به دادن بازیکن به تیم منتخب نشد و این بار سپیدرود با تمام حساسیت هایی که روی اسمش بود با نام #سپیدرود در مسابقات حاضر شد در حالی که #هیچ تیمی با نام باشگاهی در مسابقات حضور نداشت.

بازی ها در مازندران برگزار شد و سپیدرود در دور اول قهرمان شد و در دور دوم که در تهران برگزار می شد با دو باخت و یک مساوی حذف شد.

سپیدرود

در سال ۶۲-۶۳ مسابقات منتخب به لیگ سراسری قدس تبدیل شد و تا سال ۶۹ ادامه پیدا کرد و دیگر خبری از تیم منتخب سال های اول نبود و این بار از دل لیگ استان بازیکنان مستعد به تیم منتخب دعوت می شدند تا در آوردگاه استانی شانس انتخاب شدن تیم ملی را داشته باشند. همان طور که رسول حقدوست و سید علی محمدی از سپیدرود و مرحوم قایقران از ملوان به تیم ملی دعوت شدند.

در مجموع می توان گفت که سپیدرود دهه ۶۰ قدرتمند ترین تیم بعد از انقلاب بود.

سال ۱۳۷۰ ناصر نوآموز به ریاست فدراسیون فوتبال رسید و فوتبال ایران را از حالت منتخب استان به سمت لیگ باشگاه ها سوق داد.

سال ۶۹ با قهرمانی ملوان و نائب قهرمانی استقلال رشت در لیگ استان به اتمام رسید و این دو تیم در طی بازیهای انتخابی موفق به حضور در اولین لیگ سراسری ایران موسوم به لیگ آزادگان شدند ، اتفاقاً همان سال هر دو تیم گیلانی رتبه خوبی در جدول داشتند و خود را در لیگ حفظ کرده بودند ،اما در مسابقات جام برتر که با حضور ملوان، استقلال رشت، سپیدرود و استقلال انزلی برگزار شد، سپیدرود با پیروزی بر ملوان و استقلال رشت از لیگ استان جواز حضور در لیگ دسته اول سال ۷۱-۷۲ را به همراه ملوان کسب کرد و استقلال رشت در لیگ استان جایگزین سپیدرود رشت شد.

در سال ۷۱-۷۲ سپیدرود فصل پرآشوبی را سپری کرد مرحوم بیژن شعار اسپانسر تیم بود که در اواسط فصل تیم را از مرحوم صومی گرفت و خود مالک باشگاه شد ، حضور احمد صومی هم روی نیمکت سپیدرود زیاد نبود و مرحوم شعاع تیم را به دست حسن روشن سپرد ، که روشن هم روی نیمکت سپیدرود فقط چند بازی حضور داشت، تیم دچار حاشیه و باندبازی چند بازیکن شده بود و در آخر سکان هدایت تیم را به حسن آذرنیا سپردند و سپیدرود هم به لیگ دسته دوم سقوط کرد.

سپیدرود

در سال ۷۲-۷۳ هم آذرنیا نتوانست تیم را به لیگ یک رهسپار کند و برای مدتی هم فریدون عسگرزاده دوباره مربی سپیدرود رشت شد اما او هم توفیقی نداشت و در سال ۷۵مرحوم شعاع تیم را به سپاه پاسداران واگذار کرد تا تیم با نام فجر سپیدرود در مسابقات شرکت کند و مجموعه فجر هم مجید جهانپور را به عنوان سرمربی تیم تعیین کرد.

سپیدرود در فصل ۷۵-۷۶ تا یک قدمی صعود به لیگ یک پیش رفت اما در دو سه بازی آخر کم آورد، تا سرنوشت صعود سرخ پوشان به دست چوکا تالش بیفتد که متاسفانه چوکا در یک بازی که حتی با مساوی با فجر سپاسی سپیدرود را راهی لیگ یک می کرد، با یک بازی جنجالی و مشکوک یک صفر مغلوب سپاسی شد تا فجر سپاسی به لیگ یک برود و سپیدرود بار دیگر از صعود باز بماند.

سال ۷۶-۷۷ سپیدرود در لیگ دسته دوم به مقام چهارم رسید و باز هم نتوانست صعود کند ،در همین سال سپاه پاسداران که سه تیم در اختیار داشت ، تصمیم گرفت که فقط یک تیم را مدیریت کند و به این ترتیب فجر شهید سپاسی شیراز تحت حمایت سپاه پاسداران در لیگ یک (لیگ برتر کنونی) بازی کرد و سپیدرود رشت از زیر چتر حمایت سپاه خارج شد.

سپاه سپیدرود را به اداره کل تربیت بدنی واگذار کرد تا سپیدرود لیگ دسته دوم فصل بعد را در بدترین شرایط بی پولی و فقر بازیکن شروع کند .

سپیدرود

الماسخاله تیم را از تربیت بدنی استان تحویل گرفت و احمد صومی را به عنوان سرمربی و عبدالله مرغوب را به عنوان کمک صومی منصوب کرد ،از بد روزگار همان سال سپیدرود در گروه ده تیمی هشتم شد در حالی که قرار بود از هر گروه ۲ تیم به لیگ دسته سوم سقوط کنند، اما در روزهای آخر اعلام شد که از هر گروه سه تیم سقوط خواهند کرد و سپیدرود هم جز سه تیم سقوط کننده گروه بود تا فصل بعد را در لیگ منطقه ای سپری کند.

در همین گیرو دار بود که ناصر شفق و نیروی انتظامی تیم سپیدرود را تحت حمایت خود قرار دادند ، در واقع سپیدرود در دسته سوم و لیگ منطقه ای بازی هایی که در گروه های چهار تیمی برگزار می شد و از هر گروه یک تیم به دور بعد راه پیدا می کرد،حضور داشت و نتوانست در گروه خودش اول شود ، سپیدرود با مربیگری آخوندی کمک مربی پاس تهران و حضور یحیوی و یوسفی از صعود بازماند، تا به مسابقات لیگ دسته اول گیلان سقوط کند.

الماسخاله دوباره مدیرعامل تیم شد و این بار سکان هدایت تیم را به ایرج خوالی جوان سپرد و در همان سال اول حضور در لیگ استان سپیدرود رشت قهرمان شد و به مسابقات مناطق راه یافت اما در بازی آخر و همان بازی جنجالی با بانک ملی تهران شکست سنگینی خورد و از صعود بازماند.

تا رسیدن به دوره طولانی مدیریت سعید نجفی متمول ، تیم بین تطهیری ،الماسخاله ،تربیت بدنی و دانشگاه جابربن حیان و مجتمع آموزشی و فنی تهران چرخید و ایرج خوالی و حمید رجبی و چند تن دیگر در دوره های مختلف هدایت تیم را بر عهده داشتند، تا اینکه سال ۸۱ با تلاش احمد صومی تیم به دست سعید نجفی سپرده شد که طی سیزده سال کمترین بودجه حتی در سال های آخر با تزریق بسیار ناچیز سرمایه اداره می شد.

نجفی احمد صومی را در سال ۸۱ سرمربی تیم اعلام کرد و سعید متقی طلب حجت طاهری کمک های فصل قبل را حفظ کردند اما طی اتفاقاتی احمد صومی برکنار و از سال ۸۲دوران حسین پور آغاز شد،دوره یازده ساله ای که ارتباط هوادادن و پیشکسوتان با تیم قطع بود،از سال ۸۴ حسین پور محور هر تحرک بود کسانی به نیمکت سپیدرود می رسیدند که خواب آن را می دیدند،در سال ۸۹ تیم به دسته اول صعود کرد اما به دلیل عدم حمایت مالی بازیکنان کلیدی تیم از آن جدا شدند تا تیم ناباورانه سال بعد به لیگ یک بازگردد و این درد روی سینه هواداران هم چنان باقی بماند.

روزها و سال ها گذشت اما خبری از اقتدار سپیدرود نبود سعید نجفی در سال ۹۲ تیم را به گروه بهمن و آقای مرادی و اسپانسری که هرگز نیاورد سپرد و دوباره پس گرفت و باز حسین پور را به سرمربی گری منصوب کرد ، اواخر نیم فصل اول لیگ سال ۹۲ سعید نجفی تیم را به انوش جهانی نائب رئیس فدراسیون شمشمیربازی و مدیرعامل گذشته کشاورز تهران و آقای طاعتی واگذار کرد و عملا دست از تیم داری کشید. سپیدرود انتهای جدولی با برکناری فرهاد حسین پور سرمربیگری به رسول حقدوست سپرده شد. چند ماه از حضور طاعتی نگذشته بود که او هم چون توانایی تیم داری نداشت تیم را به نقی صیاد سپرد ، با آمدن صیاد به سپیدرود، محمد پورمحسن، دوست صیاد و پدر میلاد پورمحسن بازیکن سپیدرود به عنوان مدیرعامل تیم منصوب شد تا دوران حضور جناب سرهنگ محمد پورمحسن در تیم شکل بگیرد.

پورمحسن مربیگری سه بازی آخر لیگ دسته دوم آن سال را به محسن نصر عبدالهی سپرد تا شاید جلوی سقوط تیم را بگیرد. اما تیم از اول فصل آماده سقوط بود و محسن نصر هم نتوانست جلوی سقوط تیم را بگیرد. در سال ۹۳ سپیدرود در لیگ دسته سوم باید بازی می کرد ، در ادامه راه حاج محمد پورمحسن آقای غلامی مرد متمول صومعه سرایی را که از دوستان خود پورمحسن بود ، به عنوان هیات مدیره به تیم دعوت کرد و در همین مابین نقی صیاد بنا به دلایلی از تیم داری منصرف شد و مالکیت تیم را به غلامی واگذار کرد ، سپیدرود در لیگ دسته دوم سال ۹۳ تبدیل به تیمی در شرایط مالی مناسب در همه ادوار خود شده بود، افشین ناظمی سرمربی لیگ برتری ، سکان این کشتی شکست خورده را به دست گرفت ، حضور بازیکنان بزرگ و برگشت تیم به ورزشگاه عضدی باعث شده بود تا هواداران دلسوخته و قدیمی دوباره با سپیدرود آشتی کنند ، بار دیگر ورزشگاه عضدی به چشم می دید که سکّو ها به تلاطم افتاده اند ،همه چیز به خوبی پیش رفت و تیم بعد از حدود ۱۳ سال رنگ و روی تیم های نسبتا پولدار را به خودش گرفته بود.

تمام اتفاقات فوتبالی و غیر فوتبالی به خوبی در حال رقم خوردن بود ، اما یک شکاف پنهان در کار وجود داشت ، تیم خیلی دیر جمع شده بود و با وجود پول کافی هم نتوانست در یارگیری موفق عمل کند، حضور چند بازیکن لیگ استانی کم تجربه در تیم درست در مرحله دوم بدجور یقه سپیدرود را گرفت.

دور اول مرحله مقدماتی سپیدرود با اقتدار تا هفته پایانی در صدر جدول بود و در بازی آخر صدر جدول را با رده دوم عرض کرد. در دور دوم سپیدرود در گروه متعادلی قرار گرفت و اتفاقا بازی ها را هم خیلی خوب شروع کرد یک برد خانگی یک تساوی خارج از خانه و یک برد پرگل خانگی و صدر جدول اما به یک باره ورق برگشت و تیم تا پایان بازی ها رنگ برد را ندید تا سال ۹۳هم مثل سال های قبل از صعود باز بماند.

انگار دیگر برای هواداران یک فوبیا شده بود که سپیدرود همیشه باید در دقیقه نود از صعود باز بماند ، سپیدرود در سال ۹۳ با آن همه ولخرجی و به آب و آتش زدن نتوانست به لیگ یک صعود کند، تا این که مالک تیم آقای غلامی اعلام کردند که علاقه ای به تیم داری ندارند و این امر باعث شد که سپیدرود در سال ۹۴ با آن صعود تاریخی بیست هزار تماشاگر را به استادیوم بکشاند و در بدترین شرایط مالی با هدایت فرشاد پیوس که از میانه های راه جایگزین علی نظرمحمدی شده بود به لیگ یک صعود کند و نظر تمام ایران را به سمت رشت جلب کند .

تیم سال۹۴ با کمترین هزینه بسته شد اما مربی جوان رشتی علی نظرمحمدی موفق شده بود که بهترین بازیکنان را با کمترین قرارداد به تیم اضافه کند و حتی در دوم که خودش هم برکنار شده بود فرشاد بیوس جایگزینش در امر بازیکن دچار مشکل نشد ، فصل بعد در لیگ یک، بار دیگرعلی نظرمحمدی روی نیمکت قرمز رشت نشست ،او از تجربه حمیدرضا منصوری فوق ستاره سال های دور سپیدرود و علی عشوری زاد جوان و پرانگیزه ،با سرپرستی علی بهار مست،یک سال طوفانی را پشت سر بگذارند ،فوتبال شناور که انگار ماهی ها رود را پیدا کرده بودند ،مردم چه کارها نکردند چه شب تا صبح هایی که زمین را مهیا بازی می کردند برای تیم هزینه می کردند تا در یک بازی دراماتیک در روز پایانی در اردیبهشت ۹۶ ،در مقابل دیدگان هزاران رشتی حاضر در ضیافت روز پایانی،به لیگ برتر باز گردند،،اشک های آن روز را تا رشت و رشتی زنده است،فراموش نخواهند کرد .

به دلیل اینکه اسمی از قلم نیفتد از گفتن بزرگان این دیار خودداری کردیم،چون هریک نگینی هستند که در این شهر می درخشند.

افتخارات سپیدرود بدین شرح است :

قهرمان جام بین المللی آقاخان بنگلادش در سال ۱۳۵۶

قهرمان جام انقلاب در سال ۱۳۵۹

قهرمان لیگ گیلان در سال های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۴

قهرمان جام بین المللی خزر در سال های ۱۳۷۱ و ۱۳۸۱

قهرمان جام حذفی گیلان در سال ۱۳۷۳

نایب قهرمان لیگ گیلان در سال های ۱۳۶۰، ۱۳۶۳، ۱۳۶۵، ۱۳۶۶، ۱۳۶۸، و ۱۳۷۰